اولین مسافرت رفتنت 93.6.23 تا 29
سلام دختر نانازم امروز اومدم تا از اولین مسافرت رفتنت به مشهد بگم اونم با خاله فرزانه و دایی میثم و مامان جون و من واینکه چقدر خوش گذشت جای بقیه اصلا خالی نبود خب بریم از روزه رفتن یعنی 23.شهریور بگیم که تو از شبش ساعت 2شروع به تب کردی و گریه که ساعت 4 صبح دیگه بردیمت بیمارستان و تا س 5.30که دکتر معاینت کرد و برات دارو نوشت و داروهات گرفتیم اومدیم خونه و تو کمی دارو خوردی خوابیدی و تا س 8صبح که بیدارت کردم که لباس تنت کنم که داشتن میومدن دنبالمون و بالاخره سر ساعت یربع 9 مامان جون اینا اومدم و سفر ماشروع شد اونم چه شروع شدنی تو همش حالت بهم میخورد و خواب بودی تا یاسوج دیگه لباس نداشتی تنت کنم همه لباسات کثیف شده بود مینداختیم بیرون حتی یه ب...
نویسنده :
مامی فریبا
23:17


